تبلیغات
یا مرتضی علی علیه السلام - ماجرایی عجیب از یک شناسایی
 
یا مرتضی علی علیه السلام
الحمدالله الذی جعلنامن المتمسکین بولایة امیرالمومنین علیه السلام
 
 

خاطراتی از واحد اطلاعات وعملیات لشكر 41ثارالله

هنگام عملیات بیت المقدس،یك شب حاج قاسم دستور داد روی دژدوم عراقی ها را شناسایی كنیم.نزدیك غروب دوربین دید در شب و قطب نما را برداشتیم و به اتفاق دو نفر از برادران حركت كردیم.پشت دژ اول نماز مغرب وعشاء را خواندیم.آماده ی رفتن بودیم كه جوان خوش سیمایی رسید و پرسید:مهدی کیست؟ جلو رفتم و گفتم:من مهدی هستم،گفت حاجی دستور داد برگردید. امشب نمی خواهد شناسایی بروید. تعجب كردم.حاج قاسم قبلاَ برای انجام شناسایی خیلی اصرار داشت.چه اتفاقی افتاده بود كه منصرف شده و پیكی برای لغو شناسایی فرستاده است.از جوان پرسیدم:مطمئن هستی؟گفت :بله.برگشتیم.وقتی وارد سنگر حاجی شدیم،پرسید:چرا برگشتید؟!گفتم:مگر شما پیك نفرستادید كه شناسایی لازم نیست؟با تعجب گفت:نه....من كسی را نفرستادم. در همان حال باد شروع به وزیدن كرد وكمی بعد طوفان شدید منطقه را در بر گرفت . به طوری كه گرد و خاك فضا را تیره و تار كرد.حاجی بعد از مشاهده آن وضع گفت: آن فرد هركسی بوده خدا خیرش بدهد.چون در این طوفان اگر جلو می رفتید. حتماَ مسیر را گم می كردید و اسیر می شدید.

منبع:كتاب شناسایی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 4 مهر 1389 :: توسط : مهدی اسدی خانوكی
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: مهدی اسدی خانوكی
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو